تبليغاتX
خرمشهر ، شهر خدا...

خرمشهر ، شهر خدا...

فتح خرمشهر، فتح خاک نیست، فتح ارزشهای اسلامی است.

نکاتی در مورد فتح خرمشهر

بد نیست بدانید که:
- عراق پیش از حمله متجاوزانه خود به خاك ایران ، نقشه هایی در كتاب های درسی مدارس چاپ كرده بود كه در آن ها ، از خوزستان ایران به عنوان «عربستان» نام برده بود و به جای آبادان نوشته شده بود «آبدانا» به جای خرمشهر «محمره» به جای سوسنگرد «خواجیه» و به جای اهواز «الاحواز».
- مهرماه سال ۵۹ هنگامی كه ارتش تا دندان مسلح عراق در برابر تعداد كمی از رزمندگان محلی مستقر در خرمشهر زمینگیر شد و ۴۵ روز تلفات داد تا بتواند شهر را بگیرد ، در توجیه مقاومت سپاه و نیروهای مردمی در خرمشهر ، رادیو عراق برای این كه بر این افتضاح عظیم ارتش عراق سرپوش بگذارد اعلام كرد: «مقاومت نیروها در خرمشهر در اثر ترس از جوخه های اعدامی است كه به منظور اعدام افراد فراری از جبهه در پشت سر نیروهای ایرانی تشكیل شده است.»

- عراق برای اشغال خرمشهر در پاییز سال ۱۳۵۹ كه فقط ده ها تن از بچه های سپاه و بسیج و مردم محلی با كمترین سلاح و مهمات در آن بودند ، ۴۵ روز پشت دروازه های خرمشهر جنگید و تلفات داد.

- در عملیات «بیت المقدس» اردیبهشت خرداد سال ۱۳۶۱ كه منجر بر آزادسازی شهر خرمشهر و مناطق وسیعی از جنوب كشور شد ، ارتش عراق با به جای گذاردن بیش از ۱۶ هزار كشته و زخمی و ۱۹ هزار اسیر ، مجبور به فرار شد.

- در عملیات «بیت المقدس» ، ۵۴۰۰ كیلومتر مربع از اراضی جمهوری اسلامی از جمله مراكز مهمی چون شهر خرمشهر ، هویزه و پادگان حمید ، طی ۲۵ روز نبرد سخت توسط رزمندگان اسلام از اشغال دشمن آزاد گردید.

- خرداد سال ۶۱ ، رزمندگان اسلام فقط در یك روز و نیم نبرد در خرمشهر ، كه ده ها هزار سرباز عراقی مجهز به پیشرفته ترین سلاح ها ، تانك ها و تجهیزات در آن مستقر بودند ، این شهر را آزاد نمودند.

- درعملیات بزرگ فتح المبین ، تبلیغات عراق از «تارومارشدن ۱۲ لشكر ایران» ، در حملات موفق عراق و «به كنترل گرفتن اوضاع جبهه های شوش و دزفول» سخن گفت و در عملیات بیت المقدس كه به آزادسازی خرمشهر انجامید ، عراق از «وارد آوردن خسارات سنگین به نفرات و تجهیزات ایرانی ها» و «سركوب نیروهای ایرانی و به اسارت گرفتن آن ها» سخن به میان آورد.

- عراق در سال ۶۱ ، سنگین ترین ضربه ها را از ایران خورد كه عمده آن فتح خرمشهر بود. در آن سال رژیم متجاوز صدام ، هر لحظه كار خود را تمام شده می دانست. ولی با كمك های تسلیحاتی و مالی كشورهای غربی از جمله آمریكا ، این ضعف را جبران نمود. صدام در مراسم اعطای نشان به «حمید شعبان» فرمانده نیروی هوایی عراق ، در این باره گفته است:
سال ۱۹۸۲ میلادی (۱۳۶۱) ، برای ما سال خیلی دشواری بود. در آن سال ، از محمره (خرمشهر) عقب نشینی كردیم كه از بوق و كرناهای ایران ، آهنگ اشغال بصره و اشغال سرزمین های عراق شنیده می شد. به زعم همه این ها ، تصمیم گرفتیم فقط از بغداد دفاع كنیم. چون با خود گفتیم باید به فكر آن لحظه بود كه سربازان ایرانی به پیش می تازند و به سوی بغداد می آیند. از این رو گارد ریاست جمهوری را فقط برای دفاع از بغداد بسیج و آماده كردیم. بنا داشتیم گارد ریاست جمهوری را در اطراف شهر بغداد مستقر كنیم تا بتواند در خارج از پایتخت همراه با دیگر پرسنل ارتش ، با دشمن پیكار كند.»

- اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در هنگامه عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر، «الكساندر هیگ» وزیر جنگ آمریكا ، به وزرای پیمان «ناتو» گفت: «پیروزی های ایران منافع آمریكا را به خطر انداخته است.»

- هنگامی كه ارتش عراق پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران ، مجدداً به خاك ایران تجاوز كرد و تا دیوارهای خرمشهر پیش آمد ، حضرت امام خمینی(ره) در پیامی به فرمانده كل سپاه ، بر ضرورت حفظ خرمشهر تاكید كرده و فرمود: «اینجا نقطه شكست و پیروزی اسلام یا كفر است. باید متر به متر جنگید. اینجا نقطه ای است كه حیات و عدم حیات سپاه در آن مشخص می شود.»

منبع
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 23:4  توسط حسین بیدی  | 

جهان آرا که بود ؟

سردار سرلشكر پاسدار شهید محمدعلی جهان‌آرا


به سال 1333 در خانواده‌ای مستضعف، مسلمان، متعهد و دردكشیده در خرمشهر متولد شد. پایبندی خانواده او (بویژه پدرش) به اسلام عزیز باعث گردید كه از همان كودكی عشق به خدا و خاندان عصمت و طهارت(ع) در جان و قلب محمد ریشه دواند. از همین ایام وی تحت نظر پدر بزرگوارش به فراگیری قرآن مجید پرداخت.

فعالیتهای سیاسی – مذهبی شهید جهان‌آرا از شركت در جلسات مسجد امام صادق(ع) خرمشهر شروع شد. واز همان زمان مبارزه جدی او علیه طاغوت آغاز شد. در سال 1348 – در سن 15 سالگی – تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) همراه عده‌ای از دوستان فعال مسجدی‌اش وارد مبارزات سیاسی شد. ابتدا به برپایی جلسات تدریس و تفسیر قرآن در مساجد پرداخت؛ ضمن آنكه در مبارزات انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان نیز شركتی فعال داشت. در اواخر سال 1349 همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 2:57  توسط حسین بیدی  | 

وصیت نامه محمد جهان آرا

از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».

بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی. من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ...

و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت. ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟

ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.

ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود. ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

برداشت از : یاران شهدا

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 14:1  توسط حسین بیدی  | 

خرمشهر آن روزها ایران شده بود...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 22:54  توسط حسین بیدی  | 

ممد نبودی ببینی...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 22:51  توسط حسین بیدی  | 

امام امت تبریک می گوید...

مبارك‌ باد (فتح‌ خرمشهر) بر فرماندهان‌ قدرتمند كه‌ چنین فرماندهان‌ ‌ فداكارای‌ هستند كه‌ ستاره‌ درخشنده‌ پیروزیهای‌ آنان‌ بر تارك‌ تاریخ‌ تا نفخ‌ صور نور افشانی‌ خواهد كرد. 

و مبارك‌ باد بر ملت‌ عظیم‌الشان‌ ایران‌ اینچنین‌ فرزندان‌ سلحشور و جان‌ بركفی‌ كه‌ نام‌ آنان‌ و كشورشان‌ را جاویدان‌ كردند. و مبارك‌ باد بر اسلام‌ بزرگ‌ این‌ متابعانی‌ كه‌ در دوجبهه‌ جنگ‌ با دشمن‌ باطنی‌ و دشمنان‌ ظاهری‌ پیروزمندانه‌ و سرافراز امتحان‌ خویش‌ را دادند و برای‌ اسلام‌ سرافرازی‌ آفریدند.

حضرت امام خمینی قدس سره الشریف
صحیفه امام ـ جلد 16 ـ صفحه 258

منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 22:46  توسط حسین بیدی  | 

خرمشهر، شهر خدا...

 در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته،   نخل های بی سر...

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.


هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.


سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما  راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات  و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

منبع
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 22:26  توسط حسین بیدی  | 

ادوار مختلف جنگ تحمیلی

دوره ی اول جنگ از شروع جنگ تحمیلی تا آزادی خرمشهر و دوره دوم آن از آزادی خرمشهر تا پایان جنگ می باشد.

این دو دوره به 6 مقطع (2 مقطع مربوط به دوره اول و 4 مقطع مربوط به دوره دوم) تقسیم شده است.

دوره ی اول: دشمن پس از یک ارزیابی غلط از اوضاع ایران اسلامی و عدم شناخت از پشتوانه های مردمی انقلاب، با یک زمینه سازی وسیع اقدام به تهاجمی همه جانبه کرد و تا اندازه ای توانست در خاک ایران اسلامی نفوذ کند؛ اما با حضور نیروهای مدافع انقلاب، دشمن زمین گیر شد و پس از یک تحول سیاسی و نظامی و با برکناری عناصر غیرمؤمن به انقلاب، امکان حضور نیروهای مردمی در جبهه ها فراهم گردید. با این برتری نظامی، ابتکار عمل در دست نیروهای خودی قرار گرفت و طی یک سلسله عملیات، خرمشهر آزاد شد.

دوره ی دوم جنگ در حالی آغاز شد که دشمنان در جستجوی راه هایی جهت مهار قدرت رزمندگان اسلام بودند. لذا، این دوره شاه حضور و فعالیت قدرت های خارجی در صحنه مستقیم نبرد و تلاش های بی حد و حصر اقتصادی و سیاسی برای مهار نظامی ایران است. این امر در حالی صورت پذیرفت که دشمن منفعلانه با یک تغییر استراتژی شتاب زده، شعار صلح خواهی را محور ادعاهای خویش قرار داده و عمده ی نیروهایش به پشت مرزهای بین المللی رانده شده بود.

منبع مطلب: وبسایت تبیان

منبع عکس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 9:21  توسط حسین بیدی  | 

به خونین شهر خوش آمدید...

برداشت از عملیات بیت المقدس از نگاه دوربین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 18:18  توسط حسین بیدی  | 

چرايي آغاز جنگ تحميلي

برخي مي گويند صدام دست به يك حمله پيش دستانه تمام عيار عليه جمهوري اسلامي ايران زد تا از صدور امواج انقلاب اسلامي به مردم عراق كه اكثرا مسلمان و شيعه هستند جلوگيري كند و با درگير كردن مردم اين كشور در يك جنگ گسترده، آنان را از الگوگيري و پيروي از انقلاب اسلامي باز دارد تا ساكنان بين النهرين خواستار برپايي حكومت اسلامي در عراق به سبك ايران نشوند و از سرنگوني رژيم ديكتاتوري حاكم بر آن كشور جلوگيري شود.



برخي ديگر اظهار مي دارند، صدام شرايط تغيير رژيم شاهنشاهي در ايران را فرصت مناسبي براي تغيير شرايط تاريخي ژئوپلتيكي عراق مي دانست و مي خواست با تصرف استان خوزستان ايران و تسلط بر اروندرود، راه مطمئن خود را به دريا و آبهاي آزاد باز كند و قدرت سرزميني كشورش را افزايش دهد. نظر ديگري مي گويد صدام مي خواست رهبري جهان عرب را در شرايط افول رهبري مصر به دليل سازش با اسرائيل به دست گيرد و در رقابت با عربستان و مصر خود در راس جامعه عرب قرار گيرد.با توجه به آن كه در آن هنگام خيزش مردم ايران و پيام انقلاب اسلامي بيش از هر چيز شاهان فاسد عرب را در چشم مردم خود بي ارزش كرده و امكان افزايش مطالبات مردم عرب در برپايي حكومت هاي مردمي و غيروابسته به امريكا را به وجود آورده بود، سران كشورهاي عربي تمايل داشتند يك كشور عربي همسايه ايران كه فقط عراق بود با شروع جنگ، ايران را به خود مشغول كند تا انقلاب اسلامي در آن كشور محصور شده، مردم عرب نتوانند زيبايي هاي يك نهضت مردمي اسلامي را ببينند و در نتيجه شاهان و اميران عرب بتوانند به حكومت هاي خود بدون نياز به مردم ادامه دهند. برخي ديگر معتقدند اصولا امريكا پشت صحنه تصميم صدام قرار داشت.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 15:8  توسط حسین بیدی  | 

خورشید، آسمان، ابر

بعد از سال ها سیاهی استبداد، «انفجار نور» کشور اسلامی ایران را در سایه چتری از انوار الهی قرار داده و نوید بخش آینده ای زیبا و با طراوت، شد.

در سایه انقلاب اسلامی، اقوام و امت اسلامی با وحدتی شگفت انگیز، پیروزی اتّحاد و وحدت خود را، وقتی جشن می گرفتند که استکبار جهانی، در کاخ سیاهش، دنبال جادوی سیاهش برای مقابله با «نور» می گشت!

جنگ! و تحمیل آن به کشوری که تازه، آبی شدن آسمانش را و سرسبزی دشت هایش را جشن می گرفت! کشوری که به افق های آینده با چشم امید می نگریست!

جنگی که مقابل اندیشه های سبز انقلاب اسلامی بایستد!

جنگی که سبب از بین رفتن آرمان های انسانی انقلاب بشود!

جنگی که قامت استقلال و آزادی را از بالندگی، محروم کند!

جنگی که امتحانی سخت برای خانواده های ایرانی باشد؛ تا وسعت اعتقادات خود را بسنجند! جنگی که از ایرانیِ غیور، یک عنصر ذلیل بسازد، تا کسی فریادِ «هَیهاتَ منّاالّذِلَه» را بر زبان نیاورد! امّا، هیهات! هَیْهاتَ منّاالّذِلَه! که ما شعار نمی دهیم.

ما همیشه حقیقت را سروده ایم؛ چو ایران نباشد، تن من مباد!
چو ایران نباشد، تن من مباد     بدین بوم و بر، زنده یک تن، مباد!

حاشا که آسمان آبی کشورم، محل پرواز خفاش های خونخوار شود!

حاشا که دشت های سر سبز ایران، محل تاخت و تازِ حرامیان بشود!

حاشا که دریاهای میهنم با حضور دزدان دریایی، آلوده شود!

ما همان مردان حماسه های شاهنامه ایم، که تک تک خانه های شهر و روستایمان، پر از رستم دستان است! پر از «فهمیده»ترین نوجوانان و جوانان پا در رکاب است که سوار بر «رخش آرزو»، دین خدا را، یاری کنند!

مصداق این همه شور میهن دوستی، خیل شقایق های عاشق صحرایی ست که بهاران وطن را با شور شهادت آراستند.

حرامیان بعثی عراق ـ که خداوند از صفحه روزگار محوشان کرد ـ گمان می بردند پرداختن به انقلاب اسلامی، ایرانی ها را مشغول خود ساخته و مجالی برای تجاوز و غارت آنها پدید آورده است! زهی خیال باطل! تا «محمّد جهان آرایی» تا «حسین فهمیده ای» تا هزاران هزار عاشق شهادت، در این آب و خاک هست، تا فریاد «یا حسین علیه السلام » بر فضای این کشور طنین انداز است، محال است پای نامحرمان به مرزهای ما باز شود!


جنگ، جنگی که برای آنها «جنگ» بود و برای ما «دفاع مقدس»؛ کتابی قطور و گرانسنگ برای تمام جهانیان شد تا با واژهای وحدت، خودباوری، ایثار، شهادت و در نهایت با «پیروزی حق بر باطل» آشنا شوند.

دفاع مقدس ما، گنجینه ای شد تا نگاهِ تمام آزادی خواهان جهان را به گران بهاترین فضایل انسانی چون جوانمردی، عطوفت و رفتار انسانی با اسیران، جنگ در میدان جنگ، نه با مردم بی دفاع! و... معطوف دارد!

دفاع مقدس ما، آیینه ای شد تا امت های اسلامی ـ که خود را باور ندارند ـ به خود باوری و دفاع در برابر ارزش های اسلامی برسند!

دفاع مقدس ما، بهترین فرصت برای ما بود، تا وسعت انقلاب اسلامی و شکوه فرزندان مؤمنش را در سایه عنایات حضرت حجت (عج) و رهبری با شکوه امام خمینی رحمه الله به جهانیان بشناسانیم! درود بر لحظه های زیبای شهادت و عروج تمام شهدای عزیز میهن!

درود بر لحظه لحظه استقامت امت! درود بر حضور آسمانی و نورانی مدافعان انقلاب اسلامی! درود بر پیروزی شکوهمند سپاه اسلام بر استکبار جهانی!

برداشت از : پایگاه حوزه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 22:4  توسط حسین بیدی  | 

قصه از کجا شروع شد ؟

در 31 شهریور سال 1359، نیروهای عراق با آمادگی قبلی و زمینه سازی مناسب، حمله به مرزهای ایران را در طول نوار مرزی از آبادان تا قصرشیرین آغاز کردند. هم زمان با این حمله، هواپیماهای دشمن بسیاری از مراکز نظامی و استراتژیک و فرودگاه های ایران و نیز 19 شهر را مورد بمباران قرار دادند. اهداف اصلی عراق در این تهاجم عبارت بودند از:

- حاکمیت بر اروند رود و باز پس گیری سه جزیره ی ایرانی خلیج فارس به منظور جبران قرارداد 1975، الجزایر.

- جداسازی استان خوزستان و الحاق آن به عراق و یا استقلال آن به نام عربستان.

- تضعیف  جمهوری نوپای اسلامی تا مرز سقوط.

به منظور دستیابی به این اهداف، عراق یک استراتژی جنگ سریع ( سه روزه) را طراحی کرد با این تصور که نیرویی که توانایی مقابله با ارتش آن کشور را داشت باشد وجود ندارد.

عراق با انتخاب مناطق جغرافیایی و تقسیم آنها بین یگان های رزمی، این استراتژی را در پناه یک جو تبلیغاتی شدید و دیپلماسی پر تحرک و نیز با در اختیار داشتن ستون پنجم، در حالی که پاسگاه های مرزی تاب مقاومت در برابرتهاجم دشمن را نداشتند، هجوم خود را آغاز کرد و به دلیل عدم آمادگی نیروهای ایرانی به راحتی وارد خاک جمهوری اسلامی شد. بدین ترتیب ارتش عراق طی 48 ساعت به نزدیکی شهرهای مرزی رسید. لیکن آنچه مورد ارزیابی و توجه دشمن قرار نگرفته بود، میران فداکاری مردم و مقاومت عناصر بومی بود. بدین شکل استراتژی جنگ سریع به شکست انجامید.

در این میان، به دلیل حضور نیروهای لیبرال در رأس امور، از جمله وجود بنی صدر به عنوان ریاست جمهوی، تحریمی داخلی علیه مدافعان انقلاب، صورت گرفت و با شهادت فرماندهان محلی و جوانان در شهرها، عراق موفق به تصرف بسیاری از شهرهای مرزی و سرانجم خرمشهر گردید. به این ترتیب گرچه عراق نتوانست به اهداف اولیه خویش دست یابد، لیکن قسمت هایی از خاک ایران را تصرف کرد. در این مرحله، عراق موضع سیاسی خود را تغییر داد و در تمامی مناطق اشغال شده، اقدام به پدافند نمود و به ایران پیشنهاد آتش بس و مذاکره نمود. ایران هرگونه پذیرش آتش بس را، پیش از خروج نیروهای عراقی رد کرد.

پس از پاسخ ایران، عراق تلاش کرد خطوط پدافندی خود را اصلاح نموده و برای یک جنگ درازمدت، نقاط مناسب و حساس استراتژیک را به دست آورد. لذا، همچنان به فشار خود به منظور تصرف آبادان و اهواز ادامه داد. اما با مقاومت عناصر پراکنده ی محلی و مردمی که بدون سازمان خود را به جبهه رسانده بودند، روبرو و متوقف شد. در این زمان عملاً فرصتی مناسب برای رزمندگان ایرانی فراهم شد تا به سازماندهی و تقویت خود بپردازند.

در طی این فرصت، ایران دست به انجام چندین عملیات محدود منظم زد. لیکن توفیق چندانی نیافت. ولی برخی عملیات محدود ایذایی که به صورت مشترک توسط یگان های ارتش و سپاه و نیروهای مردمی انجام شد از موفقیت بیشتری برخوردار گردید.

امام خمینی قدس سره با توجه به موضع منفی بنی صدر در قبال پیروزی های رزمندگان ارتش اسلام در تاریخ 21/3/1360، وی را از فرماندهی نیروهای مسلح عزل و بلافاصله مجلس، عدم کفایت وی را تصویب کرد. بدین ترتیب مقطع دوم جنگ آغاز شد.

منبع : وبسایت تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 21:48  توسط حسین بیدی  | 

معرفی مسابقه وبلاگ نویسی فتح جاوید

خرداد ماه بود که بنر فتح جاویدرو در سطح شهر دیدم و خوشحال شدم از اینکه به مناسبت سوم خردادماه سالروز فتح غرور آفرین خرمشهر، سازمان رفاهی تفریحی شهرداری شهر دارالمومنین کاشان یه همچین مسابقه ای برگزار میکنه.

مسابقه وبلاگ نویسی با موضوع فتح خرمشهر و دفاع مقدس.

مسابقه وبلاگ نویسی فتح جاوید

صرف نظر از هر گونه جایزه ای ، نفس کار خود بسیار ارزشمند است و قابل سپاس و تقدیر.همین که یه فرصتی ایجاد میشه تا جوانهای امروز کشورم که یکیشون خودم هستم حداقل به بهانه این مسابقه اطلاعاتم رو درباره دفاع مقدس و حالا مخصوصا در این مورد برای خرمشهر افزایش بدم،خودش یه فرصتی هستش برا اینکه تو این زمینه یه خورده بیشتر فکر کنیم و تا این فکر کردنهای نسل امروز باعث بشه که با شهدا و اهداف والاشون بیشتر از قبل آشنا باشیم و چقدر میشه از اخلاق و رفتار و شهادتشون درس گرفت ، درس عشق بازی ، درس میهن پرستی ، درس ایثار و فداکاری در راه حق و علیه باطل و درس ولایت مداری.

وظیفه خودم میدونم بعنوان یه شهروند از کلیه مسئولین برگزار کننده این مسابقه اعم از سازمان محترم رفاهی تفریحی شهرداری کاشان و شرکت محترم دکتر هاست و سایر عزیزانی که برای برگزاری این مسابقه ارزشمند در شهرمان کاشان زحمت کشیدند تقدیر و تشکر بنمایم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 10:43  توسط حسین بیدی  | 

سخن اول

سلام؛

چند روز پیش بود که داشتم از میدان پانزده خرداد رد میشدم و یه تابلو با مضمون مسابقه وبلاگ نویسی برا فتح خرمشهر و دفاع مقدس توجه مو جلب کرد و به این فکر کردم که میتونم حداقل اگه شده برا خودم و برا دل خودم اینجا رو راه بندازم و شروع کنم به فعالیت تا هیچ وقت یادم نره که آسایش امروز من مدیون خون هزاران هزار شهید هموطنان عزیزمه که باعث شده من الان به این راحتی داخل شهرم قدم بزنم و بتونم از اون روزهایی که هیچ وقت ندیدمش وبلاگ ایجاد کنم و با یه سری مستندات مربوط به اون روزها کمکی کرده باشم به نسل امروز و همه هم نسلی های خودم تا بدانیم که این آسایش امروز ما مدیون پر پر شدن هزاران هزار نفر از بهترین جوانها و مردم کشورم در دوران دفاع مقدس است.

 

از مسولین محترم برگزار کننده این مسابقات کمال تشکر رو دارم که باعث شدن جوانهای نسل امروز به بهانه فتح جاوید یکبار دیگه پیوند و عهد قلبی خودشونو با شهیدان این مرز و بوم محکمتر کنند.

برای قالب اینجا به احترام سرخی خون شهدای خرمشهر رنگ سرخ رو انتخاب کردم و در قسمت درباره وبلاگ نیز کاملا بیان کرده ام که خرمشهر بخاطر سرخی خون شهیدانش به شهر سرخ معنا میشود نه برای قرمز شدن رنگ سواحلش هنگام جزر و مد دریا.

در قسمت عملیات بیت المقدس از نگاه دوربین می تونین مجموعه با ارزشی از 52 قطعه عکس رو از جریان این عملیات و فتح خرمشهر تماشا بفرمایین.تمامی این عکسها رو شخصا از یک لوح فشرده بنام خط  امتداد استخراج کردم و در این قسمت برای شما دوستان برای نمایش گذاشته ام.


+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 21:36  توسط حسین بیدی  |